![]() |
![]() |
|
| است كه در بهشت داشته ايم و از آن فرو افتاده ايم××هيلد گارد مقدس ×× |
|
ایران مهد تمدن هفت هزار ساله این هویت تمدن را با هنر و فرهنگ غنی خود حفظ کرده .طرح و رنگ این هنرها و ابزار آنها،هنر ایران را در سراسر تاریخ جهان برتر و شاخص تر عنوان کرده است که این طرح و رنگ ها پیوندی تنگاتنگ با طبیعت و جهان پیرامونشان دارند. از چشم نواز ترین این هنر ها باید به هنر – صنعت فرش اشاره کرد ،که در عین زیبایی بی بدیل موجود،از پیچیدگی ها و ظرائف، سرشار است.هنرمندان و صنعتگران زیادی با طرح و رنگ و بافت چندین هزار گره ،از افکار و احساسات و روحیات و خلق و خوی ایرانی سخن گفتند .استاد طراح در نقش اسلیمی خود از ایمان به زندگی و رشد و شکوفایی گفت و در پیچ و تاب موزون و دلنوازختایی نوید شادی و طراووت داد.ریش سفید رنگرز ،زعفران ارزشمند را با افتخار خرج هویت خاک و آبادی خود کرد و رنگ زرد خورشید گون و درخشان را بر الیاف زد تا بافنده ی خوش ذوق کویر نشین گرمای روزگارش را نمایان کند. بانوی هنرمند عشایر به پاس قدردانی دلاورمردیهای شویش،با یاد و خاطری راحت و دلی آرام از شجاعت ها ، نقش شیر بر فرش دلش انداخت و به یادگار برایمان گذاشت. جهانیان روز به روز به این باور می رسند که فرش ایران آیینه تمام نمای فکر و ذهن ایرانی است ولی خود او هنوز حقیقت و اصالتش را نشناخته و در پی باوری غریب، می ماند. این سخنی بی منطق و نابجاست که بگوییم :هنرمند روستایی طرحی بر ذهنش نیست،طراح ایرانی نقشی بر دل ندارد و یا استاد کار رنگرز رنگی در کف.ولی میتوان وباید گفت :هنرهای کهن این خطه ،ارزشمند و دلنشین بودند به همان اندازه که خالق آن می خواست .
فرش پازیریک ارزشی چندین برابرنسبت به دسترنج دانشجوی صنعت فرش دارد نه تنها به خاطر قدمتی که داراست،بلکه بافنده آن با خلوص نیت ،معنویتی ماندگار خلق کرد.طرح بشریت بهادری زبان زد شد، اسلیمی ارچنگ شگفت انگیز و بی نظیر که مطمئنا مکمل پازیریک هستند. گذشتگان مسبب افتخاروسرافرازی تمدن ما شدند وما به رسم سپاسگزاری وادب فقط مفتخر شدیم و بس،حتی شدت دلزدگی این افتخارات دلیل شد بر آنکه حرکتی نکنیم و اثری برای آیندگان برجا نگذاریم و سخن پیشینیان را هم از صفحه ی افتخارات بیرنگ و بی رنگتر کنیم. نمونه ای از حرکتهای ما نابودی فرش ایران است.تلاش و پیگیری کردیم ،ارزش و دوام رنگ طبیعی را بر رنگ شیمیایی فروختیم به بهای ثروتی بیشتر.دل شستیم از دیدن باغ و بوستان پارسی.یقین دارم طراح روزگار پیشین من ،اگر در ذهن خود اندک تصوری از برخورد ناخوشایند نوادگانش داشت هرگز قلمی بر رنگ و گره بر گره نمیزد و اراده و ایمانی نداشت برای بیان اصالتش.او با خود نیاندیشید نسلهای آتی این چنین چشم بر نگاره های او بسته و جان ودل به صورت بی چین زنی ازدیار دور ،بسپرند و دل سیر نباشند از نگریستن.
استاد قدیم من ،نقش ذهن و روح بلند خود را بر جا گذاشت وبافنده ی صبور، با اعتقادی پاک این طرح ها ی خرم را بر قالی سرنوشتش انداخت و با دفتین خود آهنگ زندگی نواخت . آری گذشتگان دیار ما با آثار زیبایشان به همگان ثابت کردند قدر این سرزمین پاک را میدانند و تنها نام ایران را یدک نکشیدند.آنان نغمه ای در صحنه یکتای هنرمندی بر جا گذاشتند وحال نوبت به من و تو رسیده.دانشکده هنر را گذراندیم ونام خود را در بین خانواده ی فرش ثبت کردیم ولی فقط و فقط برای موقعیتی در اجتماع ،ولی آیا در این دوران فرش و قدر آن را به معنی واقعی اش شناختیم؟به باور خود در اوج اطلاعات ،فرش را یک کفپوش زیبا دیدیم و بس. شاید کمکاری ما دانشجویان بود وهیچ کاستی در آموزش و شناساندن اصالتمان نبوده ،که اکنون ازتلاش در این عرصه گریزانیم.آیا هرگز نمی توان گفت:برخورد پیشکسوتان امروزی ،این هنر-صنعت مسبب خاموشی ذوق و خلاقیتمان است؟؟؟؟؟ دور از انصاف است بعد از سالها تلاش در راه این هنر –صنعت ،ذره ای از فروتنی و بزرگواری فرش ،عرش نشین را به یادگار با خود نبریم. احتمال نمیرود استادکار رنگرز با دیدن الیاف رنگین ،که محصول چندین صبای کارآموز نو پاست ،به وجد آمده و با خود اندیشه کرده که عمر رنگرزی رو به پایان است؟ اگر اینچنین نبوده و نباشد پس مشکل غیر از پیشرفت ماشینیسم فرش چیست که این هنر- صنعت رو به نابودی است؟
آری توسعه ماشینیسم این صنعت رو به افزایش است ولی قدمت کهن سالی فرش بیشتر از بیش است و دیوار ارزشی فرش دستباف بلندتر و استوار تر از ستون نحیف و کوتاه فرش ماشین باف است و مشکلات و موارد دیگری نیز برای ثبات عکس این موضوع چوب بر خاکستر میزنند. اگر حساب دو دو تا هم باشد ،نباید رنگرز امروز روزگاری اینچنین نابسامان و دلی پر خون داشته باشد . این کلام در صورت بیان جسارتی بر تمام ایرانیان است ،که گفته شود:به اهالی ایران نباید ارزش راشناساند چون واکنشی شدید ضد آن نشان میدهند.ولی این سئوال به ذهن خطور میکند که دلیل رفتارها و جنبش هایی که بعد از فهمیدن قدمت و اصالت این هنر رخ میدهد ناشی از چیست؟ یقینا این نیست که از اصالتمان میگریزیم و صحیح آن را باید، نشناختن درست و انتخاب راهکار نادرست عنوان کرد.شادیمان بی حد می شود اگر بدانیم استاد محاسن سپید فن فرش عمری جاودان خواهد داشت ولی خوب میدانیم که حقیقتی ناممکن است .نامش به رسم مهارت و هنرش جاودان است ولی نه تا آن اندازه که دیگر تلاشی در وجود این جوان وآن استاد آینده نباشد،برای ثبت نگرش و ذوق روح اش.چشم دلی باز کنیم و بر عمق فرش بنگریم ،کمتر چیزی که میآموزیم بی ریا بودن اوست،همه خوب میدانیم جایگاهش دراوج هنر- صنعت ایران است ولیکن از روی فروتنی پای اشرف مخلوقات را مینوازد. در آخربا تمام این اوصاف باز هم دلی روشن داریم ،فرشی که مقام منزلتی در عرش هنری داراست هرگز نمی تواند به دست انسان تهی نابود شود. خطی نوشتم شاید با غمی سنگین ولی نه به رسم جسارت بر عزت شما ، درد و دلی مخلصانه بیش نبود. جاودان بمانی ایران و ایرانی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 23:18 توسط NAHID |
|
|
رنگرزی
رنگ آمیزی در میان مردم فلات ایران سابقه ای دیرینه دارد .هر چند که از نقطه ی آغاز آن بی خبریم.اما میتوان گفت اقوام اولیه در برخورد با گیاهانی که دارای مواد و مایعات رنگین بوده اند توانسته اند وسایل خاصی از لوازم زندگی را رنگ آمیزی کنند .با توجه به مدارک باستان شناسی و مردم شناسی در خودآرایی نیزاین رنگها را به کار می برده اند . این مردمان تن و روی مردگان خود را نیز با رنگ زینت می بخشیدند تا آنان را هر چه با شکوه تر به جهان دیگر روانه کنند و این رسم دیر زمانی پیش ،تا هزاره سوم ق.م در ایران خاصه در نواحی ((سیلک )) کاشان معمول بود. با گذشت زمان و رسیدن به عصر حاضراستفاده از رنگ های طبیعی نزول پیدا کرد و پای رنگها ی شیمیایی به ایران باز شدو این تجربه نخستین بار با استفاده از رنگها ی جوهری و گروهی از رنگهای اسیدی قوی که در برابرنور و شستشو دوام زیادی ندارند ،به کار گرفته شد.برای همگان ثابت شد که کیفیت رنگهای طبیعی بهتر و مناسب تر است . هر چند که تهیه رنگهای گیاهی دشوارتر است. رنگهای شیمیایی دارای ثبات خوبی در برابر نور و شستشو و سایش نیستند در صورتی که رنگهای طبیعی و گیاهی از این ثبات بر خوردارند. بازتاب مهم صنعت رنگرزی با مواد طبیعی بیشترین کابرد خویش را در هنر و صنعت فرش بافی به جای گذاشته است و قالی ایران صنعتی کاملا مستقل محسوب می شود که ضمن رفع نیازهای مصرفی دارای حالتی هنری نیز هست. دست اندر کاران تولید قالی ایران که از مواد اولیه ارزان و فراوان ،فرآورده های گران قیمت به وجود می آورند.در قالی دستباف ،چگونگی ترکیب رنگها با یکدیگر و کیفیت بافت نقش تعیین کننده را به عهده دارد ،گو اینکه مصرف مواد اولیه مرغوبتر باعث نفاست بیشتر فرآورده ها می شود . قالی ایران علاوه بر اینکه دارای کلیه خصوصیات یک هنر ظریف و یک صنعت قوی است ،می توان آن را آیینه تمام نمای افکار و خلق و خوی مردمی دانست که در گوشه و کنار کشور به کار تولید مشغول اند. متاسفانه طی سالهای گذشته بسیاری از دست اندر کاران این حرفه استفاده از رنگهای بی ثبات شیمیایی را جانشین رنگهای مقاوم و آسیب ناپذیر گیاهی ساختند و تا حد امکان از کیفیت مواد و تنوع نقوش کاستند . حتی در سرمایه گذاریها در پاره ای از کشورهای همجوار که بر خوردار از نیروی کار ارزان قیمت هستند کوشیدند تا نقشه های ایرانی را اجرا و از این طریق منافع بیشتری کسب کنند. یکی از علل مرغوبیت و معروفیت قالی ایران زیبایی و ثبات و دوام رنگهای آن است . رنگرزی مواد مورد نیاز فرش بافی کاری است که هم نیازمند ذوق و دید هنری است و هم دقت کار آموز صنعتی را می طلبد . اساتید رنگرزی در فرش با استفاده از مواد رنگی سنتی از قبیل پوست گردو – روناس- پوست انار و دیگر مواد مشابه کم قیمت رنگهای ثابت ترکیبی را به وجود می آورند که صد ها سال از گزند نور و هوا و دیگر عوامل طبیعی مصون مانده و هر قدر به عمر و فرسایش فرش افزوده شود بر درخشش و جلای آن بیفزاید. قابلیت های رنگ های طبیعی بر رنگ های شیمیایی عبارتند از: 1.ثبات و دوام بیشتر 2.گیاهان خودرو که قابلیت رنگ دهی دارند 3.در برابر نور و شستشو دوام زیادی دارند 4.ثبات خوبی در برابر سایش دارند. 5.هر چقدر ازعمر فرش بگذرد این رنگ ها درخشش بهتری پیدا میکنند 6.و از همه مهم تر زیبایی این رنگ هاست سیلان وقفه ناپذیر رنگ در هنر ایران در ابعاد گوناگونی جلوه گر می شود .طراوت و شفافیت رنگ و تنوع و غنای رنگ آمیزی بیش از هر وﻴﮊگی دیگر از مشخصات هنر ایران است. نساجی و قالی بافی از جمله هنر هایی هستند که توانگری و تنوع رنگ را در هنر ایران به بارزترین نحو و به شیوه های گونه گون به نمایش می گذارند . در این دو رشته از صنایع دستی روش رنگرزی به طور کلی یکسان ،اما از برخی جنبه ها تفاوتهایی نیز در آن به چشم می خورد . ما در اینجا از لحاظ رنگرزی ، الیاف را به دو دسته منسوجات و زیر اندازها تقسیم می کنیم . جز در مواردی خاص ، معمولا الیاف ظریفتر برای تهیه منسوجات به کار می روند و الیاف با تاب بیشتر برای تهیه زیر انداز هایی که به شیوه های گره بافی ،پود بافی ، پودپیچی تولید می شوند . برای رنگرزی الیافی که دارای تاب بیشتری هستند دقت بیشتری لازم است. 1.منسوجات منسوجات ایرانی شامل نمونه های زیر است: 1. زری بافی : بافت پارچه های ظریف ابریشمی با استفاده از الیاف تابیده شده با طلا و نقره. 2. مخمل:نوعی پارچه پرز دار ابریشمی 3. گلابتون : یکی از انواع مخمل ایرانی است که شهرتی جهانی دارد و دارای نقوشی است که با الیاف تابیده شده با طلا و نقره بافته می شود و کاشان مرکز مهم این نوع مخمل است .نوعی دیگر مخمل به نام مخمل برجسته وجود دارد که مایه ی الهام بافت قالی برجسته است. 4. ترمه : نوعی پارچه ظریف پشمی با نقوش بسیار زیبایی رنگین .و در حال حاظر ترمه ماشینی که الیاف ویسکوز دارد جاینشین آن شده. 5. دارایی: از پارچه هایی که به شیوه گره رنگی است و رنگرزی الیاف آن به روش سرد انجام میگیرد. 2.زیر اندازها برای تهیه ی زیر اندازها ازالیافی استفاده می شود که دارای تاب بیشتری هستند .انواع زیراندازها عبارتند از:فرش،گبه،جاجیم،گلیم،جوال،خورجین. برخی وسایل عشایردر این دسته قرار میگیرند. مانند :چنته و جل و نمکدان و روزینی رنگرزی الیاف انواع منسوجات و زیراندازها به استثنای دارایی اغلب به روش گرم انجام میگیرند.اما به طور کل هدف آن است که رنگ در الیاف نبافته رسوخ کند و به اصطلاح به خورد لیف برود ولو آنکه در حمام سرد قرار گیرد. مناطق مهم رنگرزی ایران فارس – آذربایجان – مشهد – کاشمر – توس و نیشابور – قائنات – اراک – بروجرد- محلات – اصفهان - - کاشان – کرمان – یزد – ترکمن صحرا – همدان. اکثریت این مراکز از رنگهای طبیعی برای فرش استفاده می کرده اند ولی متاسفانه چند سالی است که تعداد بسیار کمی از آنها الیاف مورد نیاز خود را به روش طبیعی رنگ آمیزی میکنند . روش طبیعی شاید چند مرحله بیشتر از روش شیمیایی داشته باشد و چند ساعتی دیر تر، الیاف رنگ شده آماده شود ولی در عوض سالیان سال ماندگاری دارد و هر چه از عمر آن می گذرد جلا و زیبایی آن تشدید می شود و ارزشی فوق العاده به فرش ،گلیم ،گبه ،خرسک و یا هر محصول دیگری که این الیاف در آن کار میشود ، می دهد.
طی تحقیقی که در چند هفته در اصفهان و اطراف آن در باره ی وضعیت فرش و رنگرزی داشتم فهمیدم که اکثر کارگاه های اصفهان و اطراف آن به رنگرزی شیمیایی پرداخته اند و درصد بسیار پایینی از الیاف آنان طبیعی رنگ می شود . که در این دو سال اخیر تعداد زیادی از این کارگاه ها برای همیشه تعطیل شده و صنعتگران آن به حرفه هایی جدای از فرش و رشته های مرتبت آن پرداخته اند .و همین چند کارگاه بازمانده هم فقط از مواد شیمیایی استفاده میکنند . مثلا در نجف آباد که اغلب پشم مورد نیاز یلمه های شهرضا را رنگرزی میکردند،از چهل کارگاه، پنج کارگاه بیشترباقی نمانده و در بین آنها چند نفر استاد کار بیشتر نبود که در فن رنگرزی طبیعی تجربه کافی داشته باشند و تمامی ریز نکات این حرفه را وارد باشند. آنها الیاف طبیعی را با قیمتی بالا و تنها در صورت سفارش مرمت کاران اصفهان تهیه میکنند. امروزه پشمی تیره رنگ و کثیف جای آن پشم سفید و مرغوب را گرفته به دلیل قیمت پایینی که دارد و رنگرز برای جلوگیری از ضرر خود و همچنین تقاضای مشتری مجبور می شود با الیافی کاملا نامرغوب کار کنند .مسلما رنگی که بر روی آن پشم سفید می خوابد زیباتر جلوه میکنند تا پشمی که پس از شستشوی زیاد رنگ قهوه ای روشن پیدا میکند، تصور کنید رنگ زرد بر روی این پشم چه جلو ه ای دارد در قیاس با پشم سفید، برفی که همین رنگ زرد برعمق آن نفوذ کرده. وضعیتی که فرش و شاخه های مرتبت با آن دارد، گواهی میدهد چند صباحی دیگر ما این هنر اصیل ایرانی را نداریم و چون هنر های ارزشمند دیگرمی شود که به راحتی از میان ما به کنج موزه ها رفتند و به رسم ابراز وجود چند ساعتی بیشتر در سال از آن سخن نگفتیم . طراح فرش به عنوان پیشرفت، نقش و نگاره های دلنشین قالی پارسی را از یاد میبرد و طرحی که خود اصول آن را نفهمیده برای ما بیان میکند. رنگرز اجبارا باید رنگ های طبیعی را کنار بگذارد و بر روی الیافی با کیفیت پایین رنگ شیمیایی را بنشاند .تولید کننده ی فرش باید پشمی را انتخاب کند که نهایت ارزانی را دارد و برای او سود بیشتری همراه داشته باشد همچنین بافنده ای را پیدا کند که راضی به دستمزدی کم باشد.بافنده فرش به دلائل زیادی در این دوران ازاین حرفه دلزده می شود و فنی دیگر اختیار میکند شاید یکی از این دلایل در اکثریت آنان به چشم کم و بی ارزش دیدن مردمان به حرفه شان باشد.پینه هایی که بر دست مرمت کار و رفوگر فرش نشسته، دیگر برای او افتخاری ندارد. تاجر فرش برای اندوختن ثروتی بیشتر به راحتی اصالت فرش ایرانی را نا دیده میگیرد و بر روز بازار مینگرد . این چشم اندازی بر هنر-صنعتی بود که آریایی از هزاران ساله پیش با آن زندگی کرد و از تلاش و نگرش خود حرف زد. این تاج وتخت ، درخور فرش ما نبود. مراحل کار رنگرزی طبيعي در کارگاه رنگرزی پشم ها بر اساس بقچه اندازه گیری و خریداری می شود .هر بقچه چهار و نیم کیلو گرم وزن دارد که دوازده کلاف است.
پشم هایی که برای رنگرزی تهیه میشد در قدیم شیری رنگ بود که بعد از شستشو سفید میشد ولی به دلیل قیمت بالایی که داشت کم کم پشم های تیره تر نیز استفاده کردند که قیمت کمتری داشت.هرچقدر پشم ها تیره تر شوند کیفیت رنگرزی پایین تر می آید. امروزه پشم ها به چهار دسته تقسیم شده اند :
طبق گفته ی استاد رنگرز : بیشتر سفارش دهندگان ترجیح میدهند از پشم های ارزان قیمت استفاده کنند مگر در موارد خاص. بعد از خرید بقچه های پشم ،باید پشم ها را شستشو دهند .در دستگاه شستشو ،که مدت آن بستگی به مقدار کثیفی پشم دارد .کلاف ها را به یکدیگر گره زد ،چون طنابی زخیم .یک سر آن را از زیر غلطک رد میکنند وبر سر دیگرش می بندند.وکلید دستگاه را روشن میکنند.کلاف ها در دستگاه با آب گرم شسته می شود و یکی یک از بین غلطک ها عبور میکنند .
پس از شستشو کلاف ها را باز کرده و دستگاه آبگیر می گذارند.
↨ ↨ اکنون نوبت به دندانه میرسد: قبل از رنگ الیاف، برای ثبات رنگ باید مراحل دندانه کردن را انجام بدهند. → مثال: برگ درخت توت (اندازه) پشم سفید خالص 1000 گرم آب خالص 15تا20 برابر وزن الیاف زاج سفید 10گرم زمان 30دقیقه رنگرز مقدار آب و زاج سفید، ذکر شده را در داخل پاتیل ریخته ،پس از آماده کردن آب حمام رنگ،در حرارت 70درجه الیاف را وارد آن می کنیم.حرارت را به 80 درجه رسانده و مدت 30دقیقه تمام حرارت میدهیم و پس از خاموش کردن حمام و سرد شدن الیاف آن را با چلاندن میگیریم و با آب نیمه گرم و آب سرد خوب شستشو میدهیم و به صورت نمدار برای رنگرزی کنار میگذاریم. نکته:زاج سفید را قبلا درآب نیمه گرم حل میکنیم.در اینجا ما از زاج سفید به عنوان دندانه استفاده کردیم ومی توان از دندانه های دیگر برای رنگرزی استفاده کرد مانند،زاج سیاه ،ماست، قره قروت. واما طرز رنگرزی: (اندازه) پشم سفید خالص 1000گرم آب خالص 15تا20 برابر وزن الیاف برگ توت خشک شده 750گرم پس از آماده کردن حمام ،در حرارت 70درجه برگ آساب شده توت پاییزی را به حمام رنگ میریزیم و خوب هم میزنیم.بعد از 30دقیقه حرارت دادن ،در دمای 80درجه پشم نمدار دندانه شده را وارد حمام رنگ میکنیم .در این مرحله مدت ده دقیقه حرارت کافی است.و پس از آن باید الیاف را از حمام خارج کرد.در پایان آب اضافی الیاف سرد شده را با چلاندن میگیریم و الیاف را در سایه خشک میکنیم . سپس شستشو داده و بعد از آن الیاف را در اتاق خشک کن قرار می دهیم . بعد از اینکه الیاف خشک شد با کمک دستگاه الیاف را بقچه و آماده ی فروش می کنند. با تشکر فراوان از کارگاه رنگرزی آقای مهدوی
قدردان و سپاسگزار زحمات بی دریغ استاد بزرگوار ویکتوریا جهانشاهی افشار هستم ،برای تهیه کتاب مفید و ارزشمند (( رنگرزی الیاف با مواد طبیعی )) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 23:11 توسط NAHID |
|
|
با کسب اجازه از جناب آقای نامجو
هنر گرافیک از سالها پیش در جهان امروز ما شکل گرفته است , هنری تازه, ساده و آزاد است این هنر که ابتدا در دامان نقاشان اروپایی شکل گرفت و بعدها به صورت رشته ای خاص و نو برای خود مخاطبانی کسب کرد تبدیل به یک هنر بی نظیر شده است در همان دوران بود که مخاطبان , نمایشنامه ها , تئاتر و کتاب ها راهی برای کسب اطلاعات بهتر در مورد اثر دلخواهشان می خواستند و این جا بود که پوستر یا همان اعلان وارد عرصه ی هنر شد تا هنرمندانی با عنان پوستر ساز ظهور کنند . از آن موقع بود که پوستر در جهان همه گیر و فعال شد و کم کم این هنر به زیر شاخه هایی تقسیم شد که در راستای آن هنر بود از آن پس بود که هنرمندان گرافیک از نقاشان و خوشنویسان جدا شدند و رشته ای در هنرهای تجسمی دنیا به وجود آمد که آن راگرافیک نامیدند .
کلمه گرافیک ریشه یونانی دارد و در کل گرافیک به معنای اثری که در کوتاه ترین زمان بیشترین اثر و اطلاع را بربیننده برساند .
هنر گرافیک از کلی گویی و فلسفه چینی زیاد پرهیز می کند . هنر گرافیک سعی دارد ساده گرایی و اثر گذاری شدید را بسط دهد . امروزه تمام هنرهای جهان در کمربندی به نام گرافیک قرار می گیرد که به آن احتیاج دارند از پوستر های تبلیغاتی گرفته تا آرم لوگو – پیکتو گرام ها , عنوان بندی فیلم , طراحی صحنه , دکور و ... هنر گرافیک وظیفه خود را در مورد این هنرها به خوبی انجام میدهد .
این هنر در ایران هم از سالها پیش فعالیت خودرا آغاز کرده است و رشد کرده و در حال تکامل است .
مرحوم استاد مرتضی ممیز که پدر گرافیک ایران است این راه را برای نسل های آینده باز کرده است . این هنر از دوران قاجار در ایران بوده است همان اعلان هایی که بر در و دیوارهای شهر دیده می شد .و بیشتر فرمان های دولتی بود , اولین قدم ها در این زمینه بوده است , اما بیشتر این اعلان ها از نظر هنری حرفی برای گفتن نداشت و ارزش هنری هم نداشت ولی به هر حال آغاز این حرکت بود . گرافیک ایرانی امروزه حرف ها برای گفتن دارد , هنرمندان بزرگ ایران هر کدام خالق سبک هایی در این هنر عظیم هستند .
تایپوگرافی ایران مرزها را شکسته و صاحب شخصیت شده و بستر های مناسبی برای فعالیت های آینده جوانان فراهم می کنند . و اینگونه است که گرافیک تنها هنری است که در تمام بعدهای زندگی روزمره نفوذ می کند و انسان را با خود همسو و همراه می کند .تیزرهای تبلیغاتی ,یپوسترها , صفحه آرایی مجلات و کتاب ها , عنوان بندی فیلم ها , تایپو گرافی ها , نشانه های تجاری –دولتی و .... طراحی های دکور , طراحی های صحنه , بروشورها و ...
امروزجهان بدون گرافیک غیرقابل تصور است .
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم آذر 1385ساعت 15:53 توسط NAHID |
|
|
تعریف هنر
سی و شش حالت هنر، كاري است كه با دست و انديشه و دل پديد ميآيد و هنرمند فردي است كه اهل عمل و انديشه و دل بوده و با خلاقيت خود، در همسو كردن تن و روان، پيروز گشته است. از اين رو يك اثر هنري گوياي ابعاد مختلف فكري و روحي و خصوصيات اخلاقي و دروني هنرمند است. هر يك از ما براي تعيين جايگاه خود نسبت به هنر ميتوانيم قاعده فوق را به كار ببنديم و پس از بازنگري بر نتايج رفتارها و كردارهاي خود دريابيم كه آنها حاصل چه بخشي از وجود ما بودهاند، اگر اثري تنها از دست ما يا ساير اعضا پديد آيد، بدان كارگري گويند، چنانچه از دست و فكر ما حاصل گردد، فن و صنعت خوانده ميشود و در صورتي كه از دست و فكر و دل برآيد هنر پديد آمده است و فرد به جايگاه هنرمندي و هنرآفريني يا هنروري ميرسد. هنر را نباید صرفاً بیان احساسات درونی بدانیم. هنر عبارت است از نمایش حقایق هستی كه دیگران از درك آن عاجزند؛ در قالبی قابلفهم برای عام. وظیفهی هنرمند آن است كه این حقایق را كشف و درك كند و آن را با زبانی قابلفهم به دیگران ارائه كند.
آنچه مسلم است هنر يكي از نمودهاي شگفتانگيز و سازنده حيات بشري است كه از ديدگاههاي مختلف قابل بررسي است. اين جلوه شگفت، كمالي است كه بروز آن صاحب هنر را برتر از ديگران مينمايد. هنر نوعي شايستگي جسمي يا روحي است كه در گستره تاريخ در تعادل، تكامل و تعالي مادي و معنوي آدميان نقش بسزايي داشته است.تأثير هنر در انسان انكار ناپذير است و ساير موجودات از اين موهبت محرومند. هر جلوه هنري محل برخورد و تلاقي روحهاي خلاق با يكديگر است.
ساحل ونیز هر جلوه هنري محل برخورد و تلاقي روحهاي خلاق با يكديگر است هنر؛ در معنايي عام و انتزاعي به هرفعاليتي كه افزون برخود انگيختگي، تا حدي مهار شده و به انقياد درآمده باشد اشاره دارد. بنابراين، هنر، از فعاليتهاي طبيعت متمايز است. در اين معناي كمتر رايج، تمامي ابداعات و ساخته هاي مبتني بر نيروي آفرينندگي بشري در قلمرو هنر به شمار مي آيند. اما واژه هنر در معناي مشخص، به فعاليتهايي چون نقاشي، پيكره سازي، طراحي گرافيك، معماري، موسيقي، شعر، حركتهاي موزون، تئاتر و سينما اطلاق مي شود هنر، شاه كليدِ فهم حقيقت ذوقي زندگي و راز جاودانگي انسان در پهنه جهان است و براي يافتن آن ابتدابايد در هنر سراي طبيعت خداداد هنرجويي كرد. لازمه اين هنرجويي استعداد، استاد و استعانت جويي از اراده است. استعداد در همگان كم و بيش وجود دارد، استاد نيز در برابر ماست، كافي است ديگر گونه ببينيم و در پيشگاه طبيعت شاگردي كنيم. تنها موردي كه باقي ميماند، پشتكار است كه آن هم با تقويت اراده و احياي دل به نورعشق، ميسر ميشود. دلدادگي به هر چيز جاودان، دلداده را جاودانه ميسازد. نگاه به آثار ماندگار هنري، شوق به جاودانگي را در ما بيدار و شكوفاييمان را پديدار ميسازد. پس بايد ارتباط خود را با طبيعت و آثار هنري برنگرفته و از آن قطع نسازيم؛ تا از روزمرگي(زنده ماني) وكمحوصلگي برهيم.روشن است كه هنر بايد در خدمت انسان قرار گيرد و گرنه بود و نبود آن يكي است. بيگمان هنرمندي يافت نميشود كه آثار خود را نابود كند و يا از ديد ديگران پنهان سازد، بلكه هنرمند كسي است كه هنر خود را آشكار نموده و خود را در پس آن اثر هنري نهان سازد، زيرا هنر نوعي وارستگي براي صاحب هنر به بار ميآورد كه او را از هرگونه خودنمايي بينياز ميكند و اساساً تا فرد به چنين وارستگي نرسد، هنرش ارزشمند و قابل طرح نميگردد. يك اثر هنري گوياي ابعاد مختلف فكري و روحي و خصوصيات اخلاقي و دروني هنرمند است. هنر، جلوه گاه حقيقت است؛ تعریف صنایع دستی
پارچه قلمکار اگرچه با توجه به خصوصيات و ابعاد گوناگون اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي صنايع دستي، شايد نتوان تعريف دقيق و پذيرفتني از سوي همه صاحبان ذوق و انديشه براي صنايع دستي ارائه داد، اما از ميان تعريفهاي گوناگوني كه تاكنون از اين «هنر ـ صنعت» ارائه شده، ميتوان دو تعريف زير را كه ضمناً مورد توجه بيشتر استادان قرارگرفته است، مناسبتر دانست. تعريف نخست را در سال 1348 شوراي صنايع دستي ايران وتعريف بعدي را در سال 1362 گروهي از كارشناسان سازمان صنايع دستي ايران به دست دادهاند: اول : «صنايع دستي به آن رشته از صنايع اطلاق ميشود كه تمام يا قسمتي از مراحل ساخت فرآوردههاي آن با دست انجام گرفته و در چهارچوب فرهنگ و بينشهاي فلسفي و ذوق و هنر انسانهاي هر منطقه با توجه به ميراثهاي قومي آنان ساخته و پرداخته ميشود.» دوم : «صنايع دستي به مجموعهاي از «هنر ـ صنعت»ها اطلاق ميشود كه عمدتاً با استفاده از مواد اوليه بومي و انجام قسمتي از مراحل اساسي توليد، به كمك دست و ابزار دستي موجب تهيه و ساخت محصولاتي ميشود كه در هر واحد آن، ذوق هنري و خلاقيت فكري صنعتگر سازنده به نحوي نجلي يافته و همين عامل وجه تمايز اصلي اينگونه محصولات از مصنوعات مشابه ماشيني و كارخانهاي است». ويژگيهاي عمده صنايع دستي به اين شرح است: 1. ضرورت انجام بخشي ازمراحل اساسي توليد با دست وابزار و وسائل ساده و دستي. 2. حضور مؤثر، خلاق، مستقيم و بيواسطه انسان در توليد و شكل بخشيدن به اثر توليدي و امكان ايجاد تنوع و اجراي طرحهاي مختلف در مرحله ساخت اينگونه فرآوردهها. 3. لزوم تأمين بخش عمده مواد اوليه مصرفي (حدود 90 درصد) از منابع داخلي. 4. برخورداري ازكيفيت فرهنگي (ضرورت استفاده از طرحهاي اصيل و بومي و نيز برخورداري آثار، از رنگها و رنگآميزيهاي سنتي). 5. بينيازي از سرمايهگذاري عمده در مقايسه با ديگر صنايع. 6. ناهمانندي و عدم تشابه فرآوردههاي توليدي با يكديگر. 7. داشتن ارزش افزوده بسيار در مقايسه با ديگر صنايع. از آنجا كه صنايع دستي معمولاً كار و تلاش بسيار ميطلبد و بخش عمده قيمت تمام شده آن نيز تنها دستمزد مادي كار خلاقه و هنرمندانه انسان است و مواد اوليه مصرفي، در مقايسه با هنر صنعتگر نقش چنداني در قيمت آثار توليدات صنايع دستي ندارد، بنابراين، ارزش افزوده صنايع دستي به مراتب بيش از ساير صنايع است. 8. قابليت ايجاد و توسعه در مناطق مختلف (شهر، روستا و حتي در جوامع عشايري). 9. قابليت انتقال تجربهها، رموز و فنون توليدي به صورت سينه به سينه، مادر و فرزندي، پدر و فرزندي، استاد و شاگردي و سرانجام با بهرهگيري از شيوهها و روشهاي علمي و براساس آموزشهاي مدون در سطح مدارس و دانشگاهها.
10. بينيازي به كارشناس و متخصص خارجي، با توجه به دراختيار داشتن همه تخصصها و مهارتهاي لازم در داخل. 1. بافتههاي داري 2. دستبافي نساجي سنتي 3. بافتني 4. رودوزيهاي سنتي 5. چاپهاي سنتي 6. نمد مالي 7. سفالگري و سراميك سازي 8. شيشه گري 9. توليد فرآوردههاي پوست و چرم 10. محصولات فلزي و آلياژ 11. قلمزني، مشبك كاري و حكاكي روي فلزات و آلياژها 12. سنگ تراشي و حكاكي روي سنگ 13. خراطي چوب 14. ريزه كاري و نازك كاري چوب 15. منبت كاري، كنده كاري و مشبك كاري چوب 16. حصيربافي 17. خاتم سازي 18. معرق كاري 19. كاشي گري 20. مليله سازي 21. مينا كاري 22. ساخت اشياء مستظرفه و هنري 23. ساخت زيورآلات 24. ساخت ديگر فرآوردههاي سنتي
صنايع دستي ايران، به عنوان صنعتي مستقل و بومي، شاخصترين هنر كاربردي ايران و يكي از سه قطب برتر صنايع ستي جهان، ريشههاي عميق و استوار در فرهنگ غني وبارور ايران اسلامي داشته است. صنعتگران دستي ايران ـ اين پاسداران راستين مردميترين هنر شناخته شده تمامي قرون و اعصار ـ با خلق آثار برجسته و شاهكارهايي از انواع صنايع دستي كه هماكنون زينتبخش گنجينههاي بزرگ و ديگر مراكز هنري جهان است، پيوسته توجه و تحسين بازديدكنندگان و ناقدان آثار فرهنگي را برانگيختهاند.
و نظر شما؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم آذر 1385ساعت 15:39 توسط NAHID |
|
|
هنر خوشنويسي يكي از هنرهاي برجسته ي ايراني است كه در گذشته با پيدايش و كوشش هنرمندان خوشنويس همواره راه پيشرفت و تكامل را پيموده است. بررسيها و پژوهشهاي تازه نشان ميدهد كه در عصر تكنيك فضا نه تنها هنر خوشنويسي پيشرفتي نكرده،بلكه دچار گونه يي واگشت و پس افتادگي گرديده است و ديگر مردم آنطور كه بايد دوستار فراگرفتن خوشنويسي و خواستار زيباييهاي اين هنر نميباشند و يا دست كم روي كار آمدن افزار و ماشينهاي جديد نگارش توجه باين هنر را از ميان برداشته است. هنر خوشنويسي و حس خط از ديرباز مورد توجه بود و كار كسانيكه در خوشنويسي كوششي بكار نميبردند مورد نكوهش واقع ميشد،چنانكه نورالدين عبدالرحمن جامي ضمن سفارش خوب و خوش نوشتن بناپسندي كار بد خطاطان نيز اشاره كرده و گويد: حرفي كه بخط بد نويسي در وي همه عيب خودنويسي در خوبي خط اگر نكوشي از بهر خدا نه تيز هوشي
اهميت خط خوش باندازه يي بود كه آنرا نصف علم ميدانستند و ميگفتند «الخط نصف العلم». توجه و عنايت بزرگان و دانشمندان روزگار گذشته بخط فراوان بود و درباره ي آن سخنها گفته و چيزها نوشته اند. از جمله شاعر معروف اصفهاني صائب شيرين سخن ديدن خط خوش را بهتر و بالاتر از خوانندگان گفتارهاي سودمند ميداند كه آن خط خوش گويا و نمايانگر آنهاست. چشم در صنع الهي بازكن لب را ببند بهتر از خواندن بود ديدن خط استادرا شاعر ديگري گويد: خط خوب اي برادر دلپذير است چو روح اندر تن برنا و پير است اگر منعم بود آرايش اوست و گر درويش او را دستگير است
نسخ
تعلیق
شکسته
ریحان
رقاع
توقیع
ثلث(ترنج نما)
ثلث بین دایره
محقق
طغری
دیوانی جلی هنر" نزد ايرانيان هميشه از مقامی خاص و والا برخوردار بوده است. بديهی است خط و زبان فارسی، مهمترين وسيله ارتباطی بين افراد جامعه بوده است. در خط، ذوق آزمايی باعث بوجود آمدن هنر خوشنويسی گرديد که علاوه بر وظيفه انتقال سخنان شيوا و آثار جاودانی در قالب زيبا، خود مجموعه ای از نقش ها و فرم های بديع و زيباست که چشم هر بيننده ای را خيره می سازد. *****خط کوفی*****
آنچه مسلم است خطوط قدیمی دارای تنوع بسیار بوده است و این مطلب را در کلیه آثاری که راجع به پیدایش خط و تکامل آن نوشته شده یا به چاپ رسیده است می توان ملاحظه کرد. از جمله دانشمندان ارجمند ایرانی جناب احمد سهیلی خوانساری در مقدمه گلستان آورده اند " در قرن دوم و سوم قرآنها به خط مکی ،مدنیین،التئم،ثلث،مدور ،کوفی،بصری،مشتق، تجاوید،سلواطی،مصنوع،مایل،راصف،اصفهانی،سجلی وپیرآموز نوشته شده است." در دوره ی امویان یکصد و پنج نوع خط کوفی وجود داشته و در دوره ی عباسیان از سی و هفت نوع خط کوفی یاد شده است که بعضی از آنها را استاد هروی کتابت کرده اند . به همین ترتیب تا اواخر قرن پنجم ،چهل و دو نوع خط کوفی تحریری و تزئینی به کار می رفته که بیشتر در خراسان رواج داشت. کوفی خطی است :بسیار قدیمی و از انواع خطوط عربی ،سابقه ی تاریخی آن به زمانهای قبل از اسلام می رسد و در سرزمینهای حیره و یمن نوشته می شده ،از خطوط اولیه اقوام دیگر، تاثیرات بسیار پذیرفته است.خطی است بدون نقطه ،زاویه دار و مسطح که پس از بنای کوفه ،تکامل یافته آن به (کوفی)معروف شد.در صدر اسلام ،چهار نوع خط در شهر های مکه ،مدینه،بصره و کوفه ،تا حدودی شناخته تر و تکامل یافته تر بودند که به ترتیب خطوط مکی ،مدنی،بصری و کوفی نامیده شدند .از نظر زیبایی دو نوع اخیر بهتر و کوفی از همه زیباتر نوشته می شد.
کوفی قرن اول
قرن دوم
قرن سوم
پیر آموز
منکسر
منبسط
مدور
مرادف
مرتبط
مشابه
مشتق
مشجر
معرب
معقلی یا بنایی
مقترن
ملکان غور
قفلی
مبسوط
مسلسل امروز انواع خطوط کوفی کاربردی گرافیکی پیدا کرده .
خط معلي :اﻴن خط رﻴشه هاﻴی از خط کوفی را نيز در خود دارد و از نظر هنر خطاطی، خط بسيار گيرا و زيبايی است.
در آخر باید به حضور شما عزیزان برسانم عکسهای موجود از کتاب خطی قرآن محلی گرفته شده و به همین دلیل از کیفیت مطلوبی برخوردار نیست. برگرفته شده از کتاب( قرآن مُحَلی) به خط استاد بزرگوار محمد علی عطار هروی بکوشیم برای احیای این هنر اصیل اسلامی شاد و سربلند باشید
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 16:51 توسط NAHID |
|
|
سازه های مسجد در اسلام مسجد ایرانی مسجدی است دارای حیاط که دور تا دور آن طاقهایی وجود دارد . چهار نما که در هر نما یک بخش فرو رفته که ایوان است وهر ایوان به یک تالار و شبستان وسیع راه دارد و فضایی ارتباطی است که نه خارج ونه داخل مسجد است .به دان معنی است که مومنی که برای عبادت میرود و هنوز نماز آغاز نکرده آمادگی معنوی پیدا کند برای راز و نیاز با معبود. در مساجد عربی و ترک شبستانهی چهل ستونی وجود دارد و نقش ستون در این مساجد نقش فنی نیست و نقش زیبا شناختی است.وجود این همه ستون به انسان حیرتی که در دنیا( از دیدن عظمت خداوند و نعمتهایش) باید داشته باشد دست میدهد.
((مسجداُمَوي _ دمشق)) در وسط حیاط،حوض و در یک طرف گنبد و دو گلدسته که با مساجد ترک و عرب متفاوت است. عنصر اصلی مساجد ایران حوض و ایوان است و حوض قلب مسجد است . بزرگی و وسعت حیاط خود به خود نیست که اشاره به عظمت آفرینش دارد.در هر ساختمان تناسب عناصر حکومت می کند.معمولا حیاط مربع و یا مستطیل بزرگی است که عرض بیشتری دارد. بین تناسب حیاط و حوض یک رابطه ای همسان وجود دارد .
مثلا :رابطه ی 3(عرض)4(طول)5(قطر)و معمار ایرانی از ریاضیات و عرفان کمک گرفته و جمع آن عدد 12 می شود که در تشیع عددی با معنی و محترم است.
ولی به جز جمع کردن استفاده های دیگری دارد .اگر از پرگار معماری استفاده کنیم و از وسط هر یک از اضلاع مسجد نیم دایره ای رسم کنیم درست از زوایای حوض می گذرد که تصادفی نیست.این خصوصیات فقط در مستطیل فیثاغورثی وجود دارد . در مساجد ایرانی تقارن حکمت زیبا شناختی و معنوی دارد . این مساجد به صورت طرح چلیپایی معماری شده است. در وسط حیاط حوض است که ساده گرفته می شود در حالی که بخش عمده ی بار معنوی مسجد در حوض است که لزوما عموما اعتقاد دارند حوض براي وضو است در حالي كه,باید آب تازه و پري داشته باشد اين مساجد وضو خانه هم دارند, هر بنايی دارای چهار جهت اصلی است که در مساجد ايرانی وجود دارد. ولی معمار ايرانی که خود حکيم و عاشق است دو جهت ديگر در ساخت مسجد در نظر گرفته که يکی رو به آسمان يا سمت رأس است و يکی رو به پايين که سمت القدم نام دارد. سمت رو به آسمان در يك نقطه در جهت رو به ﭙايين تماس دارد بر روي آب كه حالت آيينه اي است و محل ادقام اين دو سمت بر روي آب در حكمت اشراق سهروردي آيينه ﮔفته مي شود, 50 درصد عرفان مسجد به خاطر وجود حوض است , مومني كه در مسجد به نماز مي آيد براي بدست آوردن بهشت است ،و مسجد مقدمه اي بر بهشت است كه مكان جغرافيايي بهشت در آن وجود دارد ،4 طرف بهشت همان 4 طرف مسجد و ايوان ها ست, جاﻴﮔاه ذهني ﭘرﺴﺘﺸﮔﺎه در آسمان است به معني ﭘرواز روح به سمت معبود, اين معبد مثالش براي ما بر روي زمين مسجد است,
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 21:28 توسط NAHID |
|
|
دل به هنر ده نه به دعوي ﭙرست صيد هنر باش به هر جا كه هست ((نظامي))
پدر در خرديم داد اينچنين ﭙند كه اي روشنروان فرزانه فرزند هنر آموز و آسايش بدست آر كه در گيتي نباشد جز هنر يار به روز بينوايي چاره ﭙرداز به گاه بي نيازي مايه ي ناز ((ﭙارسا تويسركاني)) اميد دارم لذت ببريد |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 20:27 توسط NAHID |
|
|
روش ساخت و تهیه کاغذ مرمر : (مورد استفاده هنرمندان نگارگر و مذهب وخطاط و نقاش آبرنگ و گل و مرغ) زیر سازی و رنگ آمیزی کاغذ که نقوش اتفاقی شبیه به سنگ مرمر بر روی آن ایجاد شود.با اندک تفاوتی شبیه به روش ابر و باد است. کاغذ آماده شده با این روش را می توان به عنوان زمینه کار برای خطاطی یا نقاشی آبرنگ گل و مرغ و مناظر استفاده کرد و یا مستقیما برای روکش جلد کتاب و جعبه و غیره استفاده کرد . وسایل مورد نیاز: سینی یا طشت .چسب کاغذ دیواری.رنگ های روغن یا تمپرا.آب .ترباتین وکاغذ مناسب . سینی یا طشت را به اندازه ای انتخاب کنید که یک ورق کاغذ در آن بخوبی جای بگیرد . از هر نوع کاغذ که براق (شمیز)نباشد می توان استفاده کرد .برای رقیق کردن رنگ های روغنی نیز می توان از محلول تر باتین یا تینر و یا نفت سفید استفاده کرد . بعد از پایان کار .سینی را تمیز کنید کهچسب و رنگ به آن نچسبد. 1.سینی را به اندازه سه چهارم با آب پر کنید .چسب را در آب حل کنید به اندازه ای که مایع مانند رب گوجه فرنگی غلیظ شود. 2.با نوک انگشت یا چوب .رنگ را به شکل قطره قطره روی مایع بریزید (این عمل را می توان با رنگ های مختلف نیز انجام داد )رنگ ها روی مایع آب و چسب شناوراست. 3.با چوب قطره های رنگ را مخلوط کنید به نحوی که نقشه های مختلفی درست شود . 4.با احتیاط کامل یک ورق کاغذ روی مایع بگذارید و کمی فشار دهید. 5.کاغذ را به آرامی بردارید .مشاهده می کنید که نقش اتفاقی و زیبای روی آن مشاهده می شود . 6. کاغذ را زیر دوش بگیرید تا چسب اضافه آن شسته شود . 7.برای خشک کردن کاغذ را به طناب آویزان کنید . 8.کار آماده برای زمینه نقاشی . روکش کتاب و غیره است. مشابه این روش را می توان کمی رنگ روغن رقیق بریزید و با ایجاد موج .کاغذ را رنگ آمیزی و مطابق شرح بالا عمل کنید . عیسی آلفته نقاش آستان قدس رضوی می گوید : بهترین نوع کاغذ برای نقاشی گل و مرغ و تذهیب کاغذ خانبالغ و کشمیر است. و کاغذ های امروزه موجود در بازار کاغذ اشتن باخ است. کاغذ خانبالغ :کاغذ ی که از برنج تهیه می شده اشت .نوعی کاغذ که اصل آن از شهر خان بالیغ یعنی پکن قدیم بوده است. کاغذ هایی که امروزه از چوب تهیه می شوند . مناسب نیستند زیرا فعل و انفعالات در چوب پایانی ندارد و تا مرحله پودر شدن و از بین رفتن کامل ادامه دارد . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 12:36 توسط NAHID |
|
|
با سلام طاعات شما قبول ا ين همه عکس می و نقش نگارين که نمود يك فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد نقش دل نمايشگاه معرق از بزرگترين اساتيد معرق کار اصفهان استادان گرام آقای رضا قاضی وآقای اکبر شاهمندی وپيمان پور بی آزار ............ موعد:8 تا 27 مهر ماه 1385 ميعاد :اصفهان .کتابخانه ی مرکزی .گالری 1 و 2 |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم مهر 1385ساعت 21:9 توسط NAHID |
|
|
محمد كاركنان دكتراي جامعهشناسی
ميراث فرهنگي به عنوان يك پديده اجتماعي جنبه جبري و تحميلي بر محيط اجتماعي و زندگي انسانها دارد، به طوري كه عدهاي در تعريف آن ادعا ميكنند نتيجه اين رفتار تعاملي را در يك نگاه ميراث فرهنگي ميگويند و يك بعد اين تعريف زمان اين تعامل است. به طوري كه صد سال پيش ميراث فرهنگي كشور پديدههاي بشري تا پايان دوره زنديه ميدانستند، بعد اين نظر اصلاح شد و آن چه تا پايان دوره قاجاريه بود به عنوان ميراث فرهنگي قلمداد شد و سپس ادعا شد. كه عمر بيش از 50 سال داشته باشد ميراث فرهنگي است و الان نيز اين نظر وجود دارد كه برخي رفتارهايي كه حتي در دوره جديد انجام ميشود و به نوعي ريشه در رفتارهاي تعاملي كه در طول هزاران سال پيش شكل گرفتهاند دارد و ميتواند در حوزه ميراث فرهنگي باشد. بعد ديگر در تعريف ميراث فرهنگي، ميراث طبيعي است يعني مكان طبيعي كه داراي ويژگيهايي است كه توان انسانها را به خود جلب ميكند.
(هترا)تنها شهر بجا مانده از دوره اشكاني از سایت www.iranartnews.com
(هترا)تنها شهر بجا مانده از دوره اشكاني |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 21:55 توسط NAHID |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام دارم به شما عزيزان
اومدم با يه وبلاگ جديد اميد دارم دوست داشته باشيد اينجا مي خوام از هنر بگم مي خوام در باره هنر باشه از خدا ياري مي خوام و همچنين شما آرزوي شادي دارم براي همگي ناهيد |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 |
|
RSS
|